تبليغاتX
مجمع اصلاحاتیون

اصلاحات می تازد ، حزب ال... به تاریخی که مال اونیست مینازد

RSS

نفت به سر سفره ها نیامد که هیچ، خرده نانی هم اگر بود دیگر نیست!

موج جدید گرانی وتورم کمر خمیده ی ملت را خمیده تر کرده است.  فقر تنها واقعیتی است که امروزه بیشتر از هر عصری ، لگد مال شدن ارزش و هویت انسانی مان را به نظاره نشسته و انرا به سخره گرفته است.

عادتمان داده اند که هیچ انتظاری برای تغییر در زندگی فلاکت بارمان و بازگشت انسان به جایگاه والایش نداشته باشیم.مستقیم وغیر مستقیم در گوشمان نجوا کرده اند که امیدی برای میل به وضع مطلوب آرزویی بیهوده است و موج جدید گرانی مردم را به استیصال وتباهی کشانده است.

با قبول کردن این اصل بدیهی که تنها میتوان و باید مسائل اقتصادی را در یک بستر تاریخی بررسی کرد لازم است به پیش زمینه ی به وجود امدن وضع واقعا موجود و ملموس اشاره ای هر چند مختصر داشته باشیم :

در طی 20 سال گذشته تیم های اقتصادی حاکم از نظریه پردازانشان گرفته تا عوامل اجراییشان بدون در نظر گرفتن زیر ساخت های جامعه و عدم لحاظ فاصله شدید طبقاتی که در نتیجه سالها تنگ نظری های عوامل اجرایی به وجود آمده بود شروع به ساختن ایران کردند اینهمه نتیجه ای جز تقویت و تشدید بیش از پیش شکاف طبقاتی را در برنداشت . به دنبال توسعه اقتصادی آمرانه و تکنوکراتیک وار گفتمان شکوهمند توسعه جامعه مدنی  ،  دموکراسی  وحقوق بشر و اصلاحات توسط خاتمی کبیر ظهور یافت . با وجود اینکه ظهور چنین جریانی به تغییرا ت  مثبتی در فضای سیاسی کشور انجامید ولی متاسفانه  باز بد سرشتان  و نا مروتان نیز نگذاشتند این دولت خدمت گذار اصلاحات کار را به خوبی انجام دهد و هر چه توانست طی هشت سال سنگ های بزرگی سر راه سید بزرگوار گذاشتند . پس از افول دولت اصلاحات این محافظه کاران و اقتدارگرایان بودند که با شعارکاهش فقر نا برابری و عدالت طلبی بر موج آرا سوار گشته و مدیریت اجرایی کشور را تصاحب کردند.با به روی کار امدن دولت مهرورز! نهم که گل سر سبد وعده هایش آوردن نفت بر سر سفره های مردم بود، با اینکه به بهانه حمایت از محرومان شاهد تغییراتی در سطوح مدیریتی کشور بودیم اما عملا نه تنها هیچ اتفاقی در جهت کاهش شکاف طبقاتی نیفتاد ، بلکه با ایجاد تنشهای غیر معقولانه

بین المللی و نیز افزایش نقدینگی و در نتیجه ی  آن رشد سرسام آور نرخ تورم اوضاع معیشتی مردم رو به وخامت هرچه بیشتر گرائیده و سیل عظیم طبقه متوسط را به سمت زیر خط فقر سوق داده است.

آنچه مسلم است اینکه:

جز از طریق تورم به هیچ شیوه دیگر نمیتوان در کوتاهترین زمان  ، اقلیتی بسیار کوچک را ثروتمند و اکثریت بسیار بزرگی را فقیر کرد. واین همان اتفاق شومی بود که توسط دولت نا توان و نا کارآمد نهم افتاد.

آیا نتیجه چنین فاجعه ای گسترش فقر، فلاکت ، فحشا ، اعتیاد و دیگر ناهنجارییهای اجتماعی نیست؟

کوچه ها و خیابانهای شهرهایمان هرروز شاهد صحنه هایست بس دلخراش . انسانهایی که در کنار جویها

در سرما وگرما  بدون هیچ سرپناهی شب را صبح و صبح را به شب میرسانند ، کودکانی که در چهارراهها و

پارکها برای سیر کردن شکم خودملتمسانه به دنبال انسانهای به ظاهر خوشبخت می دوند، پدران و مادران زحمتکشی که روز به روز زیر فشار تورم و گرانی شکسته تر وعاجز تر میشوند،وشرفی که نابود می گردد و مرگ بر این زندگی خفت بار ارجعیت می  بابد . افزایش تصاعدی آمار خودکشی های خانوادگی ،طلاق ، دختران فراری ، فشارهای روحی-روانی شدید و عواقب آن گواه راسخ این مدعاست.زمانیکه زنی برای سیر کردن شکم خود و فرزندانش  تن فروشی میکند ، انسانیت دیگر به گند کشیده شده است.

آیا با وصف آنچه گوشه ای از اوضاع واقعا موجود ماست، در دراز مدت بحرانهای عمیق  تر و بنیان فکن اجتماعی در انتظار جامعه ی ما نیست؟

آیا در چنین شرایطی سخن گفتن از هر موضوعی تحت عنوان حق مسلم غیر از نان و البته الزامات زیر بناییش نسبتی با مطالبت واقعی مردم دارد؟

مردمان این سرزمین نه نای مرگ بر گفتن ها دارند و نه زنده بادها ؛ اما نمی شود و صد البته نمیتوان سکوت کرد و نگفت:

  مرگ بر فقر   مرگ بر نا برابری   مرگ  بر تحجر و واپس گرایی

خفت بار است اسلام طالبانیسم

نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 2:15 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


  طوطی و زنبور، خطاب به آيت الله جعفر سبحانی، عبدالکريم سروش

می دانيد چه چيز ريشه ايمان را می سوزاند: خرافه گستری به نام دين و بی عدالتی به نام خدا و سکوت در مقابل ستم. شما شاهديد که امروز در ايران نقد رهبری کردن، با جان خود بازی کردن است. گريبان اين سياست ايمان شکن و عدالت سوز را رها کرده ايد و کاسه ها و کوزه ها را بر سر من می شکنيد که چرا ايمان شکنی می کنم

بنام خدا

استاد مکرم حضرت آيت الله آقای جعفر سبحانی

پس از تقديم درود و شادباش ارديبهشتی،
نامه دوم تان مسرّت وصول بخشيد.

مهر از سر نامه برگرفتم
گويی که سر گلابدان است

جهد پر شهد و خطاب بی عتاب شما را ستوده بودم و اينک بيشتر می ستايم.

يکم. سخنتان را از "قوس نزولی" احوال و افکار من در بيست سال اخير آغاز کرده ايد، يعنی از ظهور "قبض و بسط تئوريک شريعت" به بعد. خشنود و سپاسگزارم از اينکه اختر اقبال و سعد و نحس احوال مرا چنين مشفقانه رصد می کنيد، لکن بدرستی نمی دانم که رصدخانه کجاست. چنين می نمايد که شاقول و اسطرلاب بدست شماست و با آن ارتفاع آفتاب می گيريد و حکم به صعود و نزول کواکب می دهيد. باکی نيست. اما اگر من بودم انديشه ها را به ميزان حجت و به معيار حقيقت می سنجيدم و برای مخاطب هم حظی و شانی از انتخاب و اجتهاد قائل می شدم.

از جلساتی در قم و تهران ياد کرده ايد که با من در فلان و فلان مساله احتجاج کرده ايد و قبول نکردن مرا نشانه تنزل من گرفته ايد. آيا عالمانه احتمال نمی دهيد که شايد ضعف در حجّت شما بوده است نه در عقيدت و صداقت من؟ من آن جلسات را نيک بخاطر دارم و اينک بخاطر شما می آورم که در موسسه حکمت و اديان که سخن از "حسن عقلانی صدق" و قبح عقلانی کذب می گفتيد، پرسيدم مگر به اعتقاد معتزليان آنکه عقلاً قبيح است "کذب ضار" نيست (دروغ زيان بخش نه کذب مطلق)؟ و شما تصديق کرديد. آنگاه گقتم پس بنظر
شما منعی ندارد که خداوند با خلق خود دروغی بگويد سودمند (در قرآن يا جای ديگر) و شما گفتيد محتمل است اما احتمالش يک در ميليون است! آيا اين را به خاطر می آوريد؟

اين اجتهاد شما بود در باب احتمال کذب خداوند و من شما را به خاطر آن ملامت نمی کنم و از شما توبه نمی طلبم، اما در شگفتم از اين که شما کسی را ملامت می کنيد که عمری ست خردورزانه و فروتنانه به اجتهاد می پردازد و تحقيق را به جای تقليد می نشاند و از سنت ستبر ارتدکسی نمی هراسد و در وحی و فراورده های آن بديده نقاد عقل خداداد می نگرد و مطمئن است "که آبروی شريعت بدين قدر نرود."

حالا که "قوس نزول" عقيدت مرا رصد کرده ايد، ای کاش "قوس صعود" خشونت را نيزاز سرشفقت رصد می فرموديد و از شبهه همسويی با جفاکاران می گريختيد و با سکوت خود، تيغ قساوت آنانرا تيزتر نمی کرديد و سراغی از جفاها که بر صاحب اين قلم بل همه صاحب قلمان رفت نيز می گرفتيد و بانگی بلند و بيدادستيزانه بر بی رسمی ها برمی آورديد و ستم ها و حق کشی های ظالمان را تقبيح می نموديد. از من بگذريد، آن مرجع يگانه "آن قطب زمان ديده ور / کز ثباتش کوه گردد خيره سر" مگر چه کرده بود که به آن صاعقه عذاب گرفتار آمد و چرا شما و ديگر مراجع سرها در گليم کشيديد و در کنج خاموشی خزيديد و اعتراضی آشکار نکرديد؟ مظلمه آن حصر و حبس و رنج و زجر ناروا را که بر آن فقيه نزيه رفت و همچنان می رود، آسمانها نمی توانند کشيد. "تاوان اين خون تا قيامت ماند بر ما". و چون او بسی بسيار.

آخر اين مردم حساسيت نسبت به ستم را در کجا و در که ببينند؟ و چگونه باور کنند که در جامعه اسلامی "حق مظلوم از ظالم بدون لکنت زبان گرفته می شود" (همان عبارت نغز نهج البلاغه علوی که شما بدان اشارت کرده ايد و من هم سالهاست که آن را می آموزم و معيار داوری قرار می دهم).

دردمندانه فرموده ايد که سخنان شبهت آلود من، ضعف ايمان جوانان را در پی می آورد. آيا نمی انديشيد که رفتار عافيت جويانه و گفتار خردستيزانه پاره ای از روحانيان درين خصوص مقصرتر و مسوول ترست؟ می دانيد چه چيز ريشه ايمان را می سوزاند: خرافه گستری به نام دين و بی عدالتی به نام خدا و سکوت در مقابل ستم. شما شاهديد که امروز در ايران نقد رهبری کردن، با جان خود بازی کردن است. گريبان اين سياست ايمان شکن و عدا لت سوزرا رها کرده ايد و کاسه ها و کوزه ها را بر سر من می شکنيد که چرا ايمان شکنی می کنم.می خوردن و رندی و خوش باشی کردن، به قول حافظ، چندان سهمگين نيست که "قرآن را دام تزوير کردن". و آيا روحانيان ما همانقدر که به تفسير حسّاسند به تزوير هم حسّاسند؟ جوانان ما کی و کجا گفتار نيک و پندار نيک و کردار نيک از روحانيان حکومتی ديده اند تا ايمانشان نيرومند تر شود؟و از روحانيت جز جسمانيت چه ديده اند تا روحشان فربه تر گردد؟ برای فرستادن سرد مزاجانی چند به گرمخانه مجلس، مهر و امضای امام زمان را در پای فهرست فاتحان انتخابات گذاردن و بر منابر و از صداوسيما سخنان سست و خرافی پراکندن و در مقابل مخالفان برآشفتن وشهرآشوبان را به خشونت بر انگيختن و انديشه های نو را فروکوفتن و از متفکّران توبه طلبيدن و "مدرسه معصوميه" ساختن و سهم امام معصوم را در آن ريختن و هر چند گاه آشوبی بدست آن "روحانيان " بر پا کردن وعصمت مرجعی وحريم محترمی راشکستن وحتی بر خانقاهيان رحم نکردن وخانه بر سرشان فرود اوردن و در نماز جمعه ارهاب و ترور را تحسين و ترويج کردن، آيا نشانی از کردار و گفتار نيک دارد؟ روحانيت ما نقش ناپسند خود را در کاهش ايمان جوانان نمی بيند و به يمين و يسار می رود تا مجرم و مقصر پيدا کند. از سر انصاف بايد گفت که حساب قليلی از روحانيان پارسا و پاکدامن از اين مجموعه جداست و من اگر غايت و غرض از اين همه نازک انديشی های فلسفی- کلامی را چيزی جز اقامه عدل و بسط فضيلت می دانستم، اين همه از کجروی های رهبران دينی نمی گفتم.

زان حديث تلخ می گويم تو را
تا ز تلخی ها فرو شويم تو را

زبان حال و قال جوانان امروز اين است:

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 0:40 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 16:50 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


بی شعورترین دیکتاتور

 انحلال حساب ذخيره ارزی : کارنامه يک شکست بزرگ


با تصميم هيئت وزيران جمهوری اسلامی ايران، که روز يکشنبه، ۲۲ ارديبهشت ماه، اعلام شد، هيئت امنای حساب ذخيره ارزی منحل و وظايف آن به کميسيون اقتصادی دولت منتقل شد.

با اين تصميم، زندگی نهادی که حدود نه سال پيش برای اداره قانونمند و عقلايی درآمدهای نفتی کشور پا گرفت، و طی سال های اخير نيز عملا به شير بی يال و دم و اشکم بدل شد، رسما پايان يافت.

سه هدف

«حساب ذخيره ی ارزی»، که يکی از ابتکارهای مهم برنامه پنجساله سوم جمهوری اسلامی (۱۳۷۹- ۱۳۸۳)دوران ریاست جمهوری یکتا مغز سیاست ایران خاتمی کبیر است که در سال ۱۳۷۹ به وجود آمد و به منظور دستيابی به سه هدف:

هدف نخست آن بود که مازاد دلارهای حاصل از رونق بازار جهانی نفت در اين حساب واريز شود تا در زمان فروريزی بهای طلای سياه، کشور از تکان های ناشی از قحطی ارز، در امان بماند.

دومين هدف حساب آن بود که از تزريق نا منظم انبوه درآمد نفتی در شريان های اقتصادی کشور جلوگيری شود تا نقدينگی و در نتيجه تورم اوج نگيرد.

و سر انجام هدف سوم آن بود که بخشی از درآمد های ارزی برای اعطای تسهيلات به بخش خصوصی مورد استفاده قرار بگيرد.

نکته مهم آن که حساب ذخيره ارزی ايران در بهترين شرايط ممکن به وجود آمد، همزمان با بازگشت دوباره رونق به بازار جهانی نفت که همچنان، با آهنگی سريع تر از هميشه، ادامه دارد.

درآمد سالانه ارزی ايران از محل نفت که در سال ۱۳۷۸ (يکسال پيش از تشکيل حساب) تنها ۱۶ ميليارد دلار بود، در سال ۱۳۸۶ خورشيدی به حدود ۷۹ ميليارد دلار رسيد و تقريبا پنج برابر شد. تنها در فاصله فوريه ۲۰۰۷ تا مارس ۲۰۰۸ ميلادی، بهای هر بشکه نفت سنگين ايران از ۵۲ دلار به ۹۵ دلار افزايش يافت.

طی اين دوران استثنايی، که زمينه انباشته شدن دارايی در حساب ذخيره ارزی به منظور تضمين آينده کشور فراهم تر از هر زمان ديگر بود، اين نهاد به صندوقی برای تامين کسری سالانه بودجه دولت تبديل شد و حتی در بعضی موارد، به گفته منايع رسمی جمهوری اسلامی، موجودی آن تا زير صفر پايين رفت.

به گزارش منابع خارجی، موجودی حساب ذخیره ارزی در پايان سال ۲۰۰۷ ميلادی به سيزده ميليارد دلار رسيد. بر پايه ارزيابی های تاييد نشده از سوی منابع ايرانی، موجودی حساب در حال حاضر پيرامون ده ميليارد دلار نوسان می کند، حال آنکه ديگر کشور های نفتخيز برای مقابله با روز مبادا صدها ميليارد دلار در نهادهايی مشابه گرد آورده اند.
شماری از چهره های اقتصادی مجلس، که خود به جناح معروف به اصولگرای جمهوری اسلامی تعلق دارند، به تازگی دولت محمود احمدی نژاد را متهم کردند که در آستانه نوروز ۱۳۸۷، با برداشت از حساب ذخيره ارزی، ميوه به کشور وارد کرده است.

انحلال

بر پايه اعلاميه ای که ديروز از سوی «پايگاه اطلاع رسانی دولت» انتشار يافت، تصميم هيئت وزيران جمهوری اسلامی مبنی بر انتقال وظايف هيئت امنای حساب ذخيره ارزی به کميسيون اقتصادی دولت، در راستای «اصلاحات ساختاری» و حذف مجاری موازی تصميم گيری در بخش اقتصادی دولت اتخاذ شده است.

هيئت امنای حساب ذخيره ارزی معاون برنامه ريزی و نظارت راهبردی رييس جمهوری (رييس سازمان منحل شده مديريت و برنامه ريزی)، وزير امور اقتصادی و دارايی، رييس کل بانک مرکزی، معاون اجرايی رييس جمهوری و دو نفر از وزراء به انتخاب رييس جمهوری را در بر می گرفت.

حتی اين ترکيب، که مقاومت چندانی در برابر رييس دولت از خود نشان نمی داد، عملا تحمل نشد و وظايف آن به کميسيون اقتصادی دولت محول گرديد.

در گفت و گويی که روز يکشنبه از سوی خبرگزاری «مهر» انتشار يافت، بايزيد مردوخی، يکی از طراحان حساب ذخيره ارزی، انحلال هيئت امنای اين نهاد را عملا تعطيلی خود آن نهاد تلقی کرده و آن را مشابه انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزی دانسته است.

در اين شرايط تعجب آور نخواهد بود اگرهمزيستی محمود احمدی نژاد با طهماسب مظاهری، رييس کل بانک مرکزی، در آينده نه چندان دور غير ممکن شود.

سرنوشت حساب ذخيره ارزی نشانه يک شکست بزرگ در پاسداری درآمدهای نفتی ايران است که بخش بزرگی از آن به نسل های آتی کشور تعلق دارد.

  و بدانیم این را که

تخلف دو ميليارد دلاري احمدي‌نژاد
                                 در وارادات غيرقانوني بنزين
وزير نفت در جمع نمايندگان مجلس اعتراف کرد در سال 86، به طور غيرقانوني حدود دو ميليارد دلار از منابع داخلي شرکت نفت را صرف واردات بنزين کرده است. به گزارش الف مهندس غلامحسين نوذري که عصر ديروز براي پاسخ به سوال احمد توکلي و الياس نادران به کميسيون انرژي مجلس احضار شده بود، در پاسخ به سوال اين دو نماينده تهران درباره مجوز قانوني واردات دو ميليارد دلار بيشتر از قانون بودجه در سال 86، اعلام کرد که وزارت نفت به دستور رئيس جمهور قانون بودجه را ناديده گرفته و سال گذشته دو ميليارد دلار بيشتر از مجوز قانوني بنزين وارد کرده است.

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 0:35 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


 روسیه به تحریم های سازمان ملل علیه ایران پیوست

با فرمانی که ولاديمير پوتين روز دوشنبه امضاء کرد، روسيه رسما به تحريم های شورای امنيت سازمان ملل عليه جمهوری اسلامی ايران پیوست.

در فرمان آقای پوتين که از روز پنجشنبه پست نخست وزيری را بر عهده می گيرد، آمده است: «تمامی سازمان ها و دستگاه های دولتی، بانک ها و موسسات و اشخاص حقوقی وحقيقی زير حوزه قضايی روسيه بايد به خاطر داشته باشند که از تاريخ سوم ماه مارس سال ۲۰۰۸ ، سی و پنج روز پيش، از انتقال، يا تامين هر نوع مواد، يا تجهيزات و يا فناروی هسته ای که امکان استفاده دوگانه نظامی و غير نظامی از آنها وجود دارد، از خاک روسيه به ايران ممنوع است.»

به گزارش خبرگزاری روسی اينترفاکس، در فرمان رياست جمهوری روسيه، تنها مواد، تجهيزات و فناوری هايی مستثنی شده اند که برای «نيروگاه های هسته ای آب سبک» کاربرد داشته يا کمک های فنی مورد تاييد آژانس بين المللی انرژی اتمی که در راستای بند ۱۶ قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنيت است مجاز دانسته شده است.

قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنيت دومين قطعنامه تحريمی سازمان ملل عليه برنامه اتمی جمهوری اسلامی ايران است که در واکنش به امتناع تهران از تعليق غنی سازی اورانيوم به تصويب رسيد.

برنامه غنی سازی اورانيوم که دارای کاربرد دو گانه نظامی و غير نظامی است از سوی کشورهای جهان به عنوان عاملی «نگران کننده» در باره ماهيت و اهداف برنامه هسته ای جمهوری اسلامی توصيف شده است .

«محموله های به مقصد ايران و يا ارسالی از اين کشور توسط هواپيما يا کشتی های وابسته به شرکت هوايی ايران اير يا کشتيرانی جمهوری اسلامی ايران باید در فرودگاه ها و بنادر روسيه مورد بازرسی قرار گيرند.»
فرمان ریاست جمهوری روسیه
تهران اين نگرانی ها را رد کرده و بر ادامه برنامه هسته ای خود پافشاری می کند.

 اعتراض ایران به حمایت بغداد از ادعاهای امارات

محمد علی حسینی، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران از بغداد خواست مواضعش را درباره سه جزیره ایرانی خلیج فارس - معروف به حزایر سه گانه - اصلاح کند.

پيش از اين دولت امارات عربی متحده اعلام کرده بود وزارت امور خارجه عراق با ارسال يادداشتی حمايت مطلق عراق از مالکيت امارات متحده عربی بر جزاير سه گانه را اعلام کرده است.

به گزارش خبرگزاری ايسنا، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران صبح روز چهارشنبه اعلام کرد: «سفير عراق [محمد مجيد عباس الشيخ] به وزارت امور خارجه دعوت و مراتب اعتراض جمهوری اسلامی ايران رسما به وی اعلام شد. هم چنين از دولت عراق درخواست شد تا مواضع خود را اصلاح کند.»

خبرگزاری رسمی امارات متحده عربی پيش از اين اعلام کرده بود عراق در اين نامه گفته است از هرگونه فعاليت صلح آميز دولت امارات برای بازپس گيری اين جزاير حمايت کرده و تلاش ايران را برای ادامه آنچه «اشغال» اين جزاير خوانده شده، رد خواهد کرد.

عراق در اين نامه اعلام کرده است از هرگونه فعاليت صلح آميز دولت امارات برای بازپس گيری اين جزاير حمايت کرده و تلاش ايران برای ادامه اشغال اين جزاير را رد خواهد کرد.

احمدی نژاد: کشور عراق دوست صمیمی وقدیمی ماست باید به انها کمک کرد


نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 1:0 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


خاتمي: نگران هستيم شيوه برگزاري انتخابات اخير در كشور رويه شود

بیست و دومین نشست ماهانه بنیاد باران با حضور حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی و اعضای بنیاد در محل دایره المعارف اسلامی برگزار شد.

در این نشست مرتضی مبلغ طی سخنانی گزارشی از روند برگزاری انتخابات مجلس هشتم ارائه داد و همچنین دکتر محسن امین زاده در سخنانی به مرور تحولات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سال 1386 پرداخت که گزارش آن متعاقبا در سایت قرار خواهد گرفت. مرتضی حاجی مدیرعامل بنیاد باران نیز شرح کوتاهی از برنامه های بنیاد در سال جاری را ارائه داد.

در ادامه این جلسه رئیس بنیاد باران در سخنانی با اشاره به انتخابات مجلس هشتم، مجلس آینده را مجلسی منتقد به وضع موجود دانست. وی همچنین حضور نیروهای مستقل در ترکیب مجلس آینده را قابل توجه دانست و ابراز امیدواری کرد: به لطف خداوند همین مساله باعث بشود که با نظارت و کنترل بیشتر جامعه ما در مسیری حرکت کند که خیر او در آن است.

خاتمی با تاکید بر انجام صحیح وظیفه نظارتی و کنترلی از سوی مجلس گفت: مجلس این وظیفه سنگین خودش را ایفا کند و وظیفه کنترلی و نظارتی خود را بدون ملاحظات خاص و فقط با در نظر گرفتن رضایت خدا و مردم و خدمت به آنان این کار را انجام دهد.

رئیس بنیاد باران با اشاره به شیوه برگزاری انتخابات نیز تصریح کرد: نگرانی بیشتر این است که این شیوه تبدیل به یک رویه شود و همه از حالا باید نگران آن باشیم و جلوی آن را بگیریم.

سیدمحمد خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به موضوع صدور انقلاب و مطالبی که طی روزهای اخیر پیرامون سخنان وی در برخی رسانه ها نقل شده، گفت: اگر ما توانستیم، تحت نام «جمهوری اسلامی» نظامی را بسازیم که مردم در آن دارای احترام هستند، از آراء مردم حراست می شود، آزادی وجود دارد، نقد قدرت هزینه ندارد، اقتصاد کشور پیشرفته است، عدالت در آن پیاده شده، سیر ارتقا علمی، فنی و صنعتی کشور، سیر صحیحی باشد و جایگاه و شان ملت ایران در جامعه بین المللی افزون تر شود، بزرگترین خدمت را به انقلاب کرده ایم و این یعنی «صدور انقلاب».

متن کامل سخنان حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی بدین شرح است:


ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:17 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


صفحه نخست | پست الکترونیک | بلاگفا |

This template designed by < مجمع اصلاحاتيون