فاطمه رجبی: فیلترینگ "نوسازی" عجولانه ، بی سابقه و بدعت گذارانه بود

شرم اورترین سخنان تازه رجبی که ابروی همه اصول گرا و اصلاح طلب و وتمام ایران رو برده در بار هتک حرمت اخیر بیت معظم بنیانگذار کبیر انقلاب است این فرد منفور که روز به روز با اکاذیب و تهمت هایش بر گناهانش می افزاید همچنان در نهایت بی شرمی مینویسد و بر بی خردی خود مهر تایید میزند میگوید فیلتر سایتی که به بیت خمینی کبیر توهین میکند عجولانه است به عقیده ایشان باید صبر کنیم تا این سایت هرچی خواست بنویسد و هر توهینی خواست بکند بعد از او اجازه برای فیلتر سایت بگیرند سایتی که حتی نه از ایران بلکه از طرف میزبان سایت نیز فیلتر شده است
و این بار اینگونه نوشت
فاطمه رجبی: فیلترینگ "نوسازی" عجولانه ، بی سابقه و بدعت گذارانه بود
فاطمه رجبی در یادداشتی که سایت انصار حزب الله آن را منتشر کرده است ، نوشت:
اول – همه كور خواندند. سايت نوسازي نه متعلق به فاطمه رجبي است، و نه فاطمه رجبي با آن ارتباط دارد، مثل سايت رجا، و ديگر سايتهاي مشابه!
بنابراين، فتنهاي كه در "ستاد بحرانسازي ضرغامي" كليد خورد، و مديرمسوول كيهان مانند موارد پيش راهگشاي اجراي آن شد، و اصلاحطلبي برانداز، در گدايي فريبكارانه چند راي از ملتي كه از آنان متنفر است، آتشبيار معركه گرديد، و نظاميان سابق، اين "رضاخانهاي كنوني"، در سايتهايشان تركتازي كردند، و "هاشمي رفسنجاني" خطبه جمعه را به آن اختصاص داد، "همه به كاهدان زدهاند"!
اين يورش بزرگ سركوبگر و ترفند ايجاد اختناق و خفقان، تروريسم مدرن در جهان سوم است، كه متاسفانه ايران اسلامي را به مخاطره افكنده است.
آفرين به تصميمسازي و ابزار و راهكار و "عصبيت"هايي كه بنيانفكني اصول و ارزشهاي اسلامي و انقلابي را آگاهانه و ناآگاهانه دنبال ميكند. در اين بين، صداوسيماي ضرغامي كه علاوه بر "كوردلي" به "كورچشمي" هم مبتلاست، و توان ديدن ندارد، چه رسد به خواندن، بيش از همه و بيش از گذشته "ناكام از دنيا رفت".
دوم – سخني است با حجتالاسلام و المسلمين سيدحسن خميني كه "بهانه" و "ابزار" بحرانسازي، فتنهگري و بهرهبرداري سياسيكاران گرديده است.
قطعا ايشان در امواج بيسابقه تخريب و ترور شخصيت و انديشه و قتلعام صراحت و عدالتخواهي مافياگران در دو سال و اند گذشته، فاطمه رجبي را شناختهاند.
يقين دارم كه از نوشتههايم، نوع نگاه و اصول و ارزشهاي مورد قبولم را دريافتهاند. بديهي است "عشق و اعتقاد بيش از حدم به حضرت خميني" را آگاه شدهاند. عشقي كه در آن "بردار شدن" و "مصلوب گرديدن" و "سوزانده شدن" را در پايداري بر آن مفتخرانه پذيرا گرديدهام.
از اين روي تصور ميكنم ايشان ميداند اين سخن من از سر درد است و تعهد، بر آمده از دل است و اعتقاد، و در پي پاسداري از اصول است و ارزشهاي علوي امام خميني.
ميگويم: آقاي سيدحسن خميني! مبادا در اين موج عظيم "آقازاده پروري" گرفتار شويد، كه هنر شما، بزرگي شما و ارزش شما با انتساب به امام خميني، در آن است كه چون "او" زندگي كنيد، و چون او در نظر و عمل با "خانوادهسالاري"، قبيلهگرايي، امتيازطلبي، رانتخواري، ويژهخواهي مبارزه نماييد و شما ميدانيد كه تار و پود تودههاي مؤمن و قدرشناس ملت، با عشق به خميني آميخته، و احترام گذاردن به بيت امام، بر ايشان حتمي است. اما آنچه امروز به بهانهاي به جريان افتاده، خطري عظيم است كه به آن اشارههايي خواهيم داشت.
آقاي سيدحسن خميني!
شما از خون امام عظيمالشاني هستيد كه جهان معاصر او را در اوج قدرت چنان ديد كه "پشيزي براي قدرت ارزش قايل نشد" و "ذرهاي از دنياطلبي" يا حتي "دنياگرايي" در او بروز نكرد. امامي كه "فهرست اموالش" پس از عروج آن روح ملكوتي، نه تنها يك ريال افزايش نداشت بلكه استيجاري بودن خانه جماران را هم تاكيد ميكرد!
امامي كه رفتار علوي را با گفتار پيوند ميزد و در آن "آقازادگي" عبارت بود از "آقازادههاي مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حايري مؤسس بزرگ حوزه علميه قم". آنان كه در شب رحلت پدر، شام نداشتند، و آقايي از آنِ مرحوم آيتالله العظمي بروجردي بود، كه پس از رحلت، مقداري قرض به جاي گذارد، با آنكه وجوهات عالم اسلام را در اختيار داشت.
امامي كه نامه عليگونهاش به مسؤولان "كميتهمركزي" در جانهاي عدالتخواه ثبت شد: "اگر توصيهاي از من هم به دست شما رسيد، آن را به ديوار بكوبيد. يعني "قانون" را و فقط "ضابطه" را دنبال كنيد. و فرياد عليوارش در وارستگي عملي و مبارزه بيامان با "خانوادهسالاري"، آنگاه كه يكي از منسوبين ايشان "تعبيري مشابه به تعابير تخريبگر منافقين" عليه حزبالله محبوب امام به كار برد، در تاريخ طنين افكند كه: "برخي از منسوبين من هم نميفهمند، قضيه، قضيه چماقداري نيست."
خميني عزيز، آن وارث انبياء و اولياء كه رهبري بيبديلش، تمامي "اشرافيت"ها، و "اسطورهسازي"ها و "بدعتگزاري"ها و تبعيضهاي جاهلانه را در هم شكست و با صداقت و صلابت تاكيد نمود: "به من خدمتگزار بگوييد بهتر است از رهبر"، و در حالي كه دشمن ذليل امريكايي به پارهكردن تصويرش اقدام كرد، خاضعانه فرمود: "اگر كسي عكس مرا پاره كرد، با او برخورد نكنيد." با اين رفتار بود كه "مشروعيت و محبوبيت" و "قداست و عظمت" او در ميان تمام نسلهاي ايران و انديشمندان تاريخ، بيش از بيش، جاودانه گشت. چنين بود كه جانشين بر حق خميني نيز در دوران زعامت تجسم عيني الگوبرداري از امام شد.
بقیه خضعبلات این فرد را در ادامه مطلب بخوانید پیشنهاد میکنم همه اش را بخوانید زیرا هرچه بیشتر این فاسد فکری و منحرف شده اندیشه های انقلاب را بشناسیم بهتر است
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386 ساعت 1:51 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)
[ ) ] [ ] [
5 ]