تبليغاتX
مجمع اصلاحاتیون

اصلاحات می تازد ، حزب ال... به تاریخی که مال اونیست مینازد

دوستان :
تاریکخانه
حزب آریا
دموکراسی
به سوی صلح جهانی
ورق پاره های ذهن
ابلهی که میدانست
یک انسان !
ایرانیان پاک سرشت
مبرآ
خبری
سیمرغ
این حرفها
اراک نیوز
دغدغه های یک خبرنگار
در گلستانه
روزنه
آرزوی حرام
هم اوا
مروت و مدارا
نگاهی به آسمان
وبلاگ نويسان اصلاح طلب
زندگی در برره
ملت بیدار
اصلاح طلب ایرانی
اشعار سیاسی ابوذر
نوشته های یک اصلاح طلب
آخرین جرعه جام تهی
میرزای ایرانی
نگاه نو
روشن نگری
شیر خفته
زبان سبز
اصلاحات سلام
بند209
به باران برسان سلام مارا
خاک خیس
وقتی برای رویش
مازندران
درد واره ها
مظلوميت خاتمي
ما ز یاران چشم یاری داریم
افکار مکتوب
سلام اصلاحات


پیوندهای روزانه :
اکبر اعلمی
محسن کدیور
محمد علي نجفي
جميله كديور
عمادالدين باقي
احمد قابل
عطاالله مهاجراني
علي شكوري راد
علي مزروعي
احمد شيرزاد
سيد مصطفي تاج زاده
شيرين عبادي
عبدالكريم سروش
اكبر هاشمي رفسنجاني
دکتر مصطفی معین
دکترسید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
ابتکار سبز(معصومه ابتکار)
آرشیو لینکدونی

طراح قالب :
www.sanay.net

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

تعداد بازديدها : 87997
RSS

اعلمی، اظهارات پالیزدار را تایید کرد

 رونمائی از چند پرونده، فرافکنی یا بیان واقعیات؟

اکبر اعلمی نماینده مجلس هفتم شورای اسلامی طی یادداشتی در سایت شخصی خود، اظهارات پالیزدار در مورد مفاسد اقتصادی را تایید کرد. 

اعلمی می گوید: عباس پالیزدار از جمله کارشناسانی بود که از طریق فاطمه آجرلو نماینده مردم کرج که ظاهرا با او نسبتی هم دارد برای همکاری با وی و دهقان دعوت به کار شد تا به عنوان یکی از کارشناسان کميته تحقيق و تفحص مستقر در سازمان بازرسي کل کشور همکاری کند و اگر حکمی هم به او ابلاغ شده باشد، از سوی خانم آجرلو بوده است. البته تصور نمی کنم که وی اسناد و مدارک لازم برای اثبات ادعاهای خود را در اختیار داشته باشد، اما قطعا اغلب نمایندگانی که عضو هیات تحقیق و تفحص از قوه قضائیه بوده اند خصوص آجرلو به محتویات پرونده ها دسترسی دارند.

وی ادامه می دهد: واقعیت این است که بخش قابل توجهی از افشاگری های پالیزدار بازخوانی و رونمائی گزینشی از برخی پرونده هائی است که از سال های دور در بایگانی های قوه قضائیه، سازمان بازرسی کل کشور، دادگاه ویژه روحانیت، دیوان عدالت اداری ، کمیسیون اصل نود مجلس، وزارت اطلاعات و نظایر آن خاک می خورد و حتی ۱۰- ۱۵ سال پیش، کم و بیش در نشریاتی مانند سلام، کیهان، صبح و پیام دانشجو هم منتشر شده است.


وی با بیان این مطلب که «فرض می کنیم که پالیزدار هیچ نقشی در کمیته تحقیق و تفحش از قوه قضاییه نداشته»، می پرسید: آیا واگذاری معدن سنگ مرمر دهبید فارس دروغ است؟ آیا واگذاری کارخانه لاستیک دنا با سهل ترین شرایط و منظور کردن تسهیلات ویژه برای باصطلاح خریدار، صحت ندارد؟ آیا پرونده مربوط به جنگل های شمال و حوادثی که متعاقب آن پیش آمد قابل انکار است؟ آیا واگذاری خودرو به اشخاص حقیقی و حقوقی با تسهیلات و تخفیفات ویژه قابل کتمان است؟ آیا پرونده مربوط به بنیاد نهج البلاغه و بنیاد همگرائی اندیشه را می توان انکار کرد؟ آیا مسائلی که در مورد واعظ طبسی و پرونده المکاسب مطرح می شود را می توان نادیده گرفت؟ آیا وجود شبکه های فامیلی مفاسد اقتصادی در کشور دروغ است؟ آیا قاچاق فراورده های نفتی و سایر کالاها با حمایت برخی از آقازاده ها را می توان نفی کرد؟ آیا وجود سلاطین کالاهائی مانند شکر، پارچه مشکی، زیره و …و ویژه خواری برخی آقا ها و آقازاده ها را می توان انکار کرد؟ آیا وجود هزاران پرونده سوء استفاده مالی و فساد اقتصادی مربوط به تخلفات شرکت‏های دولتی در حوزه زمین، نفت، صنعت، بانک‏ها، در کمیسیون اصل نود و بازرسی کل کشور را می توان انکار کرد؟

وی ادامه می دهد: آیا کامران، دهقان، خوش چهره، زاكاني و سایر اعضای اصلی هیات تحقیق و تفحص این پرونده و بویژه فاطمه آجرلو هم حاضرند سوگند یاد کنند که همه اظهارات پالیزدار خلاف واقع است؟ اگر پاسخ منفی است، پس چرا سکوت اختیار کرده اید؟ و اگر پاسخ مثبت است، رسما اعلام کنند که کدام بخش از گفته های پالیزدار واقعیت ندارد.

نماینده سابق مجلس شورای اسلامی اضافه می کند: با وجود تناقض گوئی های اخیر در مورد گزارش سازمان بازرسی کل کشور خطاب به دانش جعفری، فرض می کنیم که عباس پالیزدار موضوع این پرونده، همان پالیزداری است که به بازخوانی برخی از پرونده های ویژه خواری پرداخته است، در این صورت با توجه به اینکه گزارش موصوف در تاریخ ۹/۸/۸۶ صادر شده است. چرا امروز افشاء و پیگیری می شود؟

وی افزود: چرا بانک ملت پیش از این نسبت به پیگیری مطالبات معوق خود اقدامی نکرده و پس از افشاگری های اخیر بیکباره از خواب بیدار شده است؟ گفتنی است که در جریان اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی بانک صادرات هم پس از آنکه پرونده مرتضی رفیقدوست و فاضل خداداد بر سر زبانها افتاد ناگهان بانک صادرات بیادش آمد که اختلاس صورت گرفته و باید به شکایت از متهمین مبادرت کند!

اعلمی می نویسد: من یقین دارم که اگر برای نخستین بار، همه پرونده ها و ویژه خواری ها بدون کوچکترین ملاحظه و تبعیضی افشاء و رونمائی شود، همگان پی خواهند برد که ریش چه کسانی از دیرباز در گروست و چگونه در این کشور شتر را یکجا با بارش می برند و گرفتار شتر دیدی ، ندیدی و یارکشی ها و بده و بستان ها و مصلحت سنجی های سیاسی و جناحی می شود و آب از آب هم تکان نمی خورد.

نماینده سابق مجلس در بند دیگری از یادداشت ، دعوت جامعه اسلامی دانشجویان دو دانشگاه از پالیزدار برای بیان محتویات برخی از پرونده های گزینش شده را «حساب شده» و به نفع رییس جمهور دانسته و می نویسد: ، این مسئله حاکی از یک برنامه از پیش تعیین شده بود، … پالیزدار ناشیانه عمل کرد. او غافل از روابط و مناسبات پیچیده حاکم میان جریانات سیاسی و منافع مشترک آنها، بنحوی به رونمائی پرونده بعضی از شخصیت ها پرداخت که زمینه ائتلاف همه جناح ها و جریانات سیاسی را فراهم و علیه خود بسیج کرد، تا آنجا که حتی کسانی که این اطلاعات را در اختیار او قرار داده بودند جرئت نکردند از او حمایت کنند و وی را تنها گذاشتند.

اعلمی در پایان ارزو می کند «همه کسانی که پالیزدار را برای رونمائی برخی از پرونده ها تشویق کرده و اطلاعاتی را در اختیار وی قرار داده اند، در شرایط کنونی وی را تنها نگذارند، یقینا مروت و جوانمردی هم چنین ایجاب می کند.»

و اما    وطن یعنی شرف یعنی شهامت ...

وطن یعنی صف نون و صف شیر وطن یعنی همش درگیره درگیر
وطن یعنی همین بنزین،همین نفت،همین نفتی که توی سفره ها رفت
وطن یعنی تمام سهم ملت،یه تیکه نون و باقی هم خجالت
وطن یعنی که اصلاحات چینی ، وطن یعنی که یک روز خوش نبینی
وطن یعنی همین آئینه دق ، وطن یعنی خلائق هرچه لایق ...

نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت 1:30 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


  زندان و مرگ برای سردار احتمالا بهتر از آزادی ا‌ست

خبر ساده بود. سردار زارعی با وثیقه‌ی 50 میلیونی آزاد شد...
می‌پرسی چرا سردار با وثیقه‌ی 50 میلیون تومانی آزاد شد و شادی صدر و خدیجه مقدم و پروین اردلان(فعال زنان) با وثیقه‌ی صد و دویست میلیونی.
عزیزم، جواب ساده است. در کشور ما وثیقه‌ی هر کس را بنا بر ارزش آن شخص تعیین می‌کنند!

غصه نخورید
باور کنید آزادی سردار زارعی صد بار برایش از زندان و شکنجه و مرگ بدتر است.
تصور کنید سردار زارعی آزاد شده...
آیا کسی دنبالش می‌آید دم در زندان؟ بعید می‌دانم!
احتمالا آژانس می‌گیرد.
راننده آژانس از توی آینه هی برایش چشم و ابرو می‌آید. زارعی می‌پرسد: چه مرگت است مردک؟
راننده جواب می‌دهد: مردک هفت جد و آبادت است. خواستم بگویم دو فقره از همون خانم‌ها برای من هم ردیف می‌کنی؟ آخر ما هم دل (یا یک جای دیگر) داریم!
سردار سرخ و سفید می‌شود.
راننده آژانس کرایه‌اش را چند برابر حساب می‌کند. چون فکر می‌‌کند یک حکومتی فاسد را باید بچزاند.

سردار زنگ در را فشار می‌دهد. زنش به محض اینکه در آیفون تصویری قیافه‌اش را می‌بیند پیش خود می‌گوید:
مرده شور ریختش را ببرند! این مردک چطوری از هلفدونی آمد بیرون؟
و با وردنه و لنگه دمپایی به استفبالش می‌شتابد! سر و صورت و دست و پا و بدنش را زخمی و زیلی و کبود و سیاه می‌کند. به طوری که اگر سردار به بنیاد می‌رفت، حداقل یک هفتاد درصدی برایش درصد جانبازی می‌نوشتند.

فرزندانش با دیدن او بدون سلام علیک با نفرت نچ نچی کرده و هر کدام به اتاق‌های خود می‌روند و در را محکم می‌کوبند!
زن سردار به او کوفت هم نمی‌دهد. به ناچار سردار زارعی به چلوکبابی محل دو پرس سلطانی مخصوص سفارش می‌دهد.
شاگرد جلوکبابی موقع تحویل غذا آنچنان نیشش باز است و آنچنان ای‌ولی به او می‌گوید که سردار خیس عرق می‌شود.
سردار هنوز پرس اول را تناول نفرموده که تلفن زنگ می‌زند
باجناقش است:
- رضا، حالا دیگر تنها تنها می‌خوری؟
- چی را ؟ (تعجب می‌کند چطور باجناقش چلوکبابش را با چه وسیله‌ای دیده)
- نصفشان را می‌دادی به من، به هر کدام سه‌تا می‌رسید.
سردار گوشی را "تق" به روی تلفن می‌کوبد.

به جز غرغرهای مدام زنش، حرف‌هایی ازیک نقشه برای بیرون کردنش از خانه به گوشش می‌رسد.

شب آیا خوابش می‌برد؟
بعید می‌دانم. نه از درد وجدان که از درد جراحات وردنه!

صبح لباس می‌پوشد که بیرون برود و هوایی بخورد، بس که زندان به او بد گذشته!
زن همسایه با دیدن او "خدا به دور"ی می‌گوید و چادرش را روی صورتش کیپ می‌گیرد و راهش را کج می‌کند به آن‌طرف. زن ‌آن یکی همسایه به او می‌پیوندد و سردار می‌شنود که به هم می‌گویند" مردک چشم درآمده همه‌ی زن‌ها را لخت تصور می‌کند!

حسن‌آقا بقال به محض دیدن او مشتری‌هایش را ول می‌کند و از مغازه می‌دود بیرون. به سردار چشمکی می‌زند و می‌گوید هوای ما را هم داشته باش سردار!

سردار رضا زارعی به روی خودش نمی‌آورد. برمی‌گردد از خانه سویچش را می‌آورد و سوار ماشین می‌شود.
در چراغ قرمز اولی، همه راننده‌ها او را نشان هم می‌دهند و می‌خندند. زن‌ها تفی می‌کنند و اخم می‌کنند و دختر جوانی با عشوه برای او بوس می‌فرستد!

چراغ سبز شده و راننده‌ها دوست ندارند حرکت کنند. پلیس راهنمایی می‌آید علت را پیدا کند سردار را پیدا می‌کند! سرش را جلو می‌برد و با نیش باز می‌گوید سردار جان قرص ویاگرایت(وایگرا) را از کجا می‌خری که اینقدر اصل است؟

سردار خسته شده. می‌خواهد به پارک برود ولی صلاح نمی‌داند. تصمیم می‌گیرد به سینما برود که تاریک است...
اما کور خوانده است. بغل دستی‌اش در حال چیپس خوردن او را می‌شناسد و با صدای دورگه‌ی ناشی از پریدن چیپس به گلویش داد می‌زند ئه.... سردار! سردار اینجاست.
سرها برمی‌گردند. از بالکن صدای کف و سوت می‌آید. متدیان سالن با کنجکاوی چراغ‌های را روشن می‌کنند. دیگر کسی فیلم نمی‌بیند، فیلم زنده و واقعی توی سالن نشسته. صدای از پشت سرش می‌آید: این همه کثافتکاری بکنی و توی این مملکت راست راست راه بروی! جل‌آلخالق! این مردک کی آزاد شد؟
چند پسر جوان جلو می‌آیند و از او امضا می‌گیرند.
مسئول سینما جلو می‌آید و سردار را به طرف بیرون سینما هدایت می‌کند. سردار پول بلیتش را می‌خواهد. مسئول سینما بیلاخی حواله‌اش می‌کند.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 1:0 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


 عباس پالیزدار: از روی سند و مدرک حرف زدم

 عوامل رژیم به جان یکدیگر افتاده اند/پرونده سازی برای عباس پاليزدار

پاليزدار بازداشت شد؛مرد جنجالي فضاي خاكستري

عباس پالیزدار، دبیر اجرایی هیات تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضاییه، در دو سخنرانی که در دانشگاه های همدان و شیراز ایراد کرده است در سخنانی که حالتی «افشاگرانه» داشته است به شکلی بی سابقه بسیاری از مقام های جمهوری اسلامی را به دست داشتن در «فساد اقتصادی» متهم کرده است.

آقای پالیزدار در سخنان خود در دانشگاه همدان که ویدئوی آن نیز منتشر شده است پای بسیاری از مقام ها از جمله نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی ایران، اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، روسای سابق و فعلی قوه قضاییه و اعضای سابق شورای نگهبان را به میان می کشد و آنها را متهم به «رانت خواری» و ارتباط داشتن با «مافیای اقتصادی» کرده است.

گزارش کامل اظهارات عباس پالیزدار در باره مفاسد اقتصادی سران نظام


عباس پالیزدار از جمله نامزدهای ستاد حامیان مردمی محمود احمدی نژاد در انتخابات دور سوم شورای شهر است که چون اغلب دیگر حامیان دولت در آذرماه ۸۵ شکست سنگینی را در کارنامه خود ثبت کردند. سخنان وی با واکنش اعضای کمیته تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی روبرو شده و وی را متهم به دروغگویی کرده اند. این نمایندگان همچنین سمت آقای پالیزدار را زیر سوال برده و خواستار برخورد قضایی با او شده اند.


عباس پالیزدار در گفت وگو با رادیو فردا ضمن دفاع از اظهارات خود که به گفته او، با سند و مدرک صورت گرفته است، می گوید که به افشاگری های خود در آینده ادامه خواهد داد.

رادیو فردا: آیا فایل ویدئویی منتشر شده در اینترنت از سخنرانی شما در دانشگاه بوعلی همدان واقعی است و شما تأیید می کنید که این سخنرانی را انجام داده اید؟

عباس پالیزدار: بله صحبت های من است و من سخنرانی کردم.

صحبت هایی که شما در مورد افرادی چون آیت الله محمد امامی کاشانی، آیت الله محمد یزدی، آیت الله ابوالقاسم خزعلی، آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله واعظ طبسی، حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری، آقای رفیق دوست، عسگراولادی و دیگران مطرح کرده اید، صحت دارد؟

بله، من بر اساس مدارک و اسناد صحبت کردم و موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد که در آینده مطرح خواهم کرد. تمام صحبت های من، اگر چیزی به آن اضافه نکرده باشند، بر اساس سند و مدرک مطرح شده است.

اکنون این سؤال مطرح است که آیا رهبر جمهوری اسلامی هم از این موضوعات خبر دارند؟

من اطلاع ندارم که آیا ایشان از این مسائل با خبر هستند یا نه. ما مسئولیت تحقیق و تفحص قوه قضاییه را بر عهده داشتیم و اسناد قوه قضاییه را بررسی کردیم.

من این مسائل را از کسی نشنیده ام بلکه از روی اسناد موجود در قوه قضاییه و گزارشی که سازمان بازرسی کل کشور تهیه کرده بود، این مسائل را مطرح کردم. در حقیقت گزارش هایی را که در قوه قضاییه بایکوت شده بود را احیا کردم.

یعنی دادگاهی برای این افراد تشکیل نخواهد شد؟

دادگاه تشکیل شده است اما این ها در دادگاه یا تبرئه شده اند یا این که با مبلغ بسیار کمی مسئله فیصله یافته است. به عنوان مثال برای بعضی جرایم در قانون کشور، حکم شلاق و زندان وجود دارد، ولی این جرایم در دستگاه قضایی کشور مطرح و به جزای نقدی به مبالغ ۵۰ ریال و ۱۰ ریال تیدیل شده که توهینی است به کشور.

من نمی توانم ساکت باشم و این مسائل را مطرح نکنم، این مسائل باید گفته شود.

یعنی برای آیت الله امامی کاشانی یا آقای ناطق نوری و عسگراولادی و دیگران هم چنین احکامی صادر شده است؟

آنها که تبرئه شده اند و پرونده شان کاملاً بسته شده است.

و امیدی هم نیست که پرونده دوباره به جریان بیفتد؟

اگر اجازه بدهید من به موقع، بیشتر این مسائل را باز خواهم کرد. تا کنون مسائل را به صورت کلی گفته ام تا ببینم عکس العمل جامعه چگونه است.

البته از این عکس العمل خوشحال نیستم و احساس می کنم می خواهند موضوع را این گونه وانمود کنند که من به دلیل مسائل انتخاباتی این صحبت ها را اکنون مطرح کرده ام، در حالی که این موضوع اصلاً به انتخابات مربوط نمی شود.

من وظایفی در قبال شهدا داشتم و وظیفه شرعی ام بود که این مسائل را مطرح کنم، زیرا احساس کردم مجلس نمی خواهد در مورد این موضوعات جلو برود، بنابراین خودم اقدام کردم.

هر چند که مجلس نیز خدارا شکر گزارش را قرائت کرده است ولی اسامی به صورت مخفف ق،ی، ک و ب مطرح شد، من مسائل را بازتر کردم و امیدوارم نتیجه مثبتی داشته باشد. اگر نتیجه مثبت باشد، در مورد افراد دیگر نیز مسائل را مطرح خواهم کرد و در مورد این پرونده ها در آینده بیشتر توضیح خواهم داد.

آقای پالیزار! شما تحت چه عنوان و مسئولیتی به این اسناد و مدارک دسترسی داشتید؟

من مسئولیت اجرایی تحقیق و تفحص درسازمان بازرسی کل کشور را دارم و از همین مأخذ این اطلاعات را به دست آورده ام و در گزارشم به مجلس ارائه داده ام. بعضی دوستان از جمله آیت الله همدانی، رئیس کمیسیون قوه قضاییه مجلس، مایل به امضای قرائت این گزارش نبود، بنابراین من صحبت هایم را در دانشگاه شروع کردم تا از این طریق اطلاع رسانی کرده باشم.

سپس مجلس به این تصمیم رسید که علی رغم عدم امضای رئیس کمیسیون قوه قضاییه در زیر گزارش، این گزارش قرائت شود و خوشبختانه گزارش قرائت شد. البته این رضایت کامل مرا جلب نمی کند زیرا مسائل را به صورت کامل مطرح نکردند، ولی همین که گزارش قرائت شد، قدمی بود برای مبارزه با مفاسد اقتصادی.

شما در حال حاضر، سمت و مسئولیت خود را دارید؟

بله، تا کنون به من نگفته اند که دیگر مسئول نیستم. تا آنجا که من اطلاع دارم، این گزارش در مجلس قرائت و به دستگاه قضایی ارسال شده است تا در مورد آن اظهار نظر شود.

وقتی اظهار نظر قوه قضاییه به صورت مکتوب برگردد، هیئت تحقیق و تفحص باید مجدداً پاسخ اظهارات قوه قضاییه را بدهد. یعنی ما گزارش داده ایم که مسائل این گونه است و آنها گفته اند خیر این طور نیست، حالا ما که این گزارش را تهیه کرده ایم، باید پاسخگو باشیم. البته هنوز از طرف قوه قضاییه، پاسخی برای ما ارسال نشده است. تهم به «رانت خواری» و ارتباط داشتن با «مافیای اقتصادی» کرده است

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 1:58 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


|

او  با  ما  نیست

اوباما: هدفم از ميان برداشتن تهديد ايران است

باراک اوباما، نامزد پیشتاز حزب دمکرات برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، روز چهارشنبه در نشست کميته روابط آمريکا و اسرائيل، آی.پک، گفت که هدف نهایی او این خواهد بود که تهدید ایران را از ميان بردارد. آقای اوباما همچنین گفت:«تهدیدی بزرگ تر از ایران برای اسرائیل، صلح و ثبات منطقه وجود ندارد.» سناتور باراک اوباما اضافه کرد:«خطر از جانب ایران واقعی و جدی است و هدف من این خواهد بود که این تهدید را از بین ببرم.»

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 1:1 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 0:19 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


 

زندگی نامه کامل حضرت روح الله خمینی(ره)

و اه... ای خمینی کاش بودی و میدیدی که همان حکومتی را که با نام عدالت بنیان کردی در حال حاضر با همان نام ریشه هایش را سست میکنند

 

مطالب جالب و خواندنی است  به ادامه مطلب تو جه فرمایید


ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 ساعت 1:38 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


دست نزار روي دلم ، دلم کبابه داداشي

اين روزها دلها تو خط نون آبه داداشي

 

حالمونو پرسيدي قربون اون معرفتت

تويه اين هول ولا خيلي خرابه داداشي

 

دل کجاست ديگه بايد دنبال بي دلها بريم

اين روزها اين طرفها بي دلي باب داداشي

 

يه نسيمي اومد و دميد و ما عين حباب

نقش ما نقش بر آبه و سرابه  داداشي

 

چي شد اونجوري نشد ، کجا ، کيا ، کدوم طرف

چه سوال هاي دارم    که    بي جوابه   داداشي

 

اگه دوست داري تو هم يه روز به رويات  برسي

چشم ببند و خوب بخواب زندگي خوابه داداشي

 

اولش بنا نبود عاشقها دست به سر بشن

اولش بنا نبود اينقدر در به در بشن

 

اولش بنا نبود که عاشقها خط بخورن

ديگرون شربت شادي اونا تهمت بخورن

 

اولش بنا نبود که زخمي جفا بشن

تو يه غربت زمونه شوکران رو بچشن

 

زندگي خيلي قشنگ اين روزها خيلي قشنگ

پرشده خيابونها از آدمهاي رنگارنگ

 

دل من چشماتو وا کن کمي دنيا رو ببين

هر کجا سفره اي هست حمله رند ها رو ببين

 

باغ لاله هاي نازنين لگد ما کي هاست

گريه ها مال کيها و خنده ها مال کياست

 

يه طرف دلها چه رنگي يقه ها برف سفيد

از کنار اون دلها که رد ميشيد رنگي نشيد

 

سوارن با رخششون سد ميکنن جاده ها رو

آقازاده ها ميگيرن حال آزاده ها رو

 

بينوا مردم رو  اونها نون وحلوا ميخونن

ديگرون مجنونن اما اونا ليلا ميخونن

 

اونطرفتر جور جور سور سات اختلاص

ميبرن شمش طلا و ميزارن رو اسکناس

 

شادمون خنده به لب اوستاي حقه بازين

اوستاي اوستاها تو رشته دست درازين

 

اونطرف ترو ببين قلندرهاي علکي

ميزنن اين ور و انور حرف هاي با نمکي

 

همون ها که دم به دم جون برادر ميزنن

بزار وقتش برسه هزار تا خنجر ميزنن

 

درويش هاي قلابي صبحه به دست وُل ميخورن

آدمهاي ساده دل يقول دو قول قول ميخورن

 

هي ميان تو کوچه ها ياحق يا هو ميزنن

بعد ميرن خلوتشون کباب آهو ميزنن

 

وقتي پا بده بهشون شيطون هارو مات ميکنن

روزي صدتا کاميون گناه رو خيرات ميکنن

 

رفقام يواش يواش رفتنو نا لوتي شدن

مثل اون مستضعف ها که يهو طاغوتي شدن

 

همونايي که دم از سفره مولا ميزدن

سفره هاي چرب و نرمو ميديدن جا ميزدن

 

روز و شب با دلشون شيطونها بازي ميکنن

تا قيامت ميخونن روده درازي ميکنن

 

يادشون رفت يه روزي شعارهاي ناب ميدادن

سبيل هزارتا رستمو يدستي تاب ميدادن

 

تو چشمها چشمه آبو  قصه تلخ سراب

تو دلها حسرت شعر  بي دروغ و بي نقاب

 

وضع عالمو ببين خيلي قمر تو عقربه

بعضي ها ميگن که روزه روزه  کي ميگه شبه

 

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت 0:19 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


مناظره با 5 نامزد انتخابات ریاست جمهوری

با توجه به انتخابات ریاست جمهوری که در اوایل تابستان سال آینده شاهد آن خواهیم بود ، با 5 نامزد اصلی و مطرح این انتخابات که توسط شورای نگهبان تائید صلاحیت خواهند شد، مناظره ای (آنلاین) ترتیب داده ایم تا به سوالات مشترک پاسخ گویند:

1. آقای محمود احمدی نژاد که معروف حضور همه شما و حتی دختر دو ساله اسپانیولی هست . از بزرگترین افتخارات ایشان همدردی با مردم مستضعف و بویژه ایتام است چون تاکنون دوبار پدرشان را از دست داده اند (1).
2. آیت اله مصباح یزدی ، تئوریسین نظام جمهوری اسلامی .
3. آیت اله علم الهدی امام جمعه مشهد
4. آیت اله حسنی معروف به ملا حسنی امام جمعه ارومیه
5.ملانصرالدین

بیشتر حرفها صحبتهای خود اشخاص در مجامع عمومی است
..................


سوال اول : نقش و جایگاه ایران در جهان را چگونه ارزیابی می کنید ؟

احمدی نژاد : " ایران قدرت اول جهان است" ، بقیه دنیا هم با ما هستند الا 2 یا 3 تا کشور که آنها هم از مهرورزی چیزی سرشون نمیشه.

مصباح : برای رسیدن به هدف باید ابزار خوب داشت و خوب از آنها استفاده کرد ، ما برای مسلمان کردن دنیا نیاز به پول و خون داریم و از نظر من " ایران ابزار است ، هدف اسلام است " .

علم الهدی : هیچ نظامی قویتر از جمهوری اسلامی در دنیا وجود ندارد "  . اگه داشت که ترتیب ما رو میداد.

ملاحسنی : "کسانی که میگند خارجه از ما پیشرفته تره احمقند " .

از ملانصرالدین سوال کردیم به نظر شما مرکز دنیا کجاست ؟
ملانصرالدین عصایش را محکم جلوی پایش به زمین زد و گفت : اینجا !


سوال دوم : زنان در ایران چه جایگاهی دارند و نظر شما در مورد وضعیت آنها چیست ؟

احمدی نژاد : " در جامعه ما زنان آزادند و بالاترین آزادیها را دارند " . آنها میتونند با اجازه پدر و اگه ازدواج کرده باشند با اجازه شوهر و اگه شوهرشون مرده بود با اجازه پدرشوهر و.. از خونه بیرون برند و خرید کنند تا بتونند غذا درست کنند. هیچکس هم با مو و حجابشون کاری نداره ، " مگه مشکل ما موی اینهاست؟"  .

مصباح : زنان باید حجابشون درست باشه حالا با باقیش کاری نداریم هرکاری میخواند بکنند میشه فرستادشون امارات یا هند یا..اما در ایران باید حجابشون کامل باشه و الا باید بهشون تذکر داد ، " پس از 3 بار تذکر اگر فردی منکر را تکرار کرد ، ریختن خونش مباح است " .

علم الهدی : زنان دو دسته اند ، اول آدمند و تو خونه می شینند و خونه داری میکنند ، دسته دوم بدحجابها هستند که به نظر من " بدحجابی از سرقت و آدم کشی هم بدتر است  وباید با قدرت براندازی شود  .

ملاحسنی: زنها دو دسته اند،اول با حجاب که باید شوهر داری کنند و دوم بد حجابها که باید برند بمیرند. 
من به بدحجابها نصیحت میکنم ، عمر کوتاهه ، بعد نگند چرا تو اون دنیا آقامون پیداش نیست ! " بدحجابها حق ندارند در رجعت به این عالم برگردند" چون آنموقع ما هرکدوم 4 تا حوری داریم که این بدحجابها به گردشون هم نمیرسند .

ملا نصرالدین : زنان 4 دسته هستند ، اول باحجابها که تو خونه نسشتند و اول بچه میارند و بعد بچه داری و شهورداری میکنند ، دوم آنها که بدحجابند چون شوهر ندارند و پدرشون بی غیرته ، سوم آنها که بدحجابند چون شوهرشون بی غیرته .
تقویم تبعید : ملاجان پس دسته چهارم چی؟
ملانصرالدین : آها ، اینو گذاشتم اگه دخترم یا زن خودم بدحجاب شد ، یه حکمی حکومتی برای توجیه بتونم بگم .


سوال سوم :برنامه دولت شما برای اداره کشور چیست ؟

احمدی نژاد : اولا اگه من رئیس جمهور بشم " امام زمان جهان را مدیریت مینکه " تازه " قصاب محل اوضاع مردم را به میگه ".

مصباح : " با ترس از خدابرکت کارها افزایش پیدا میکنه ، نیازی به برنامه ریزی نیست " . این کارهم بعهده روحانیون است ، اصولا " جامعه ما مدیون فداکاری روحانیت است "  اما خودش خبر نداره که دولت باید در این زمینه اطلاع رسانی کنه .

علم الهدی : اصلا نباید به برنامه و مدیریت فکر کرد چون اگه ما انتخاب بشیم" امام زمان حوادث جهان را جهت میده " و اگه یکی دیگه انتخاب بشه احتمالا افسار حوادث جهان میفته دست شیاطین.

ملاحسنی : برای رفع مشکلات مثل کمبود گاز من طرحهای ابتکاری دارم ، یعنی " اگه مومنان غسل جمعه را انجام ندهند ، مشکلات کمبود گاز مرتفع میشه " ، اگه برای نماز وضو نگیرند ، کمبود آب رفع میشه ، اگه همش روزه بگیرند کمبود نون و مواد غذایی برطرف میشه و اگه بمیرند ، آلودگی هوا از بین میره .

ملانصرالدین : دیشب تو کوچه ما دعوا شده بود ، من لحاف رو انداختم رو سرم و رفتم ببینم قضیه چیه ، خلاصه وسط دعوا لحاف را یکی کش رفت و دعوا تمام شد ، نتیجه اینکه همه دعواها سر لحاف ملاست ، یعنی مردم باید بدونند این همه مشکل برای لحاف ملاست تا نفهمند چی کجا میره و کی چیکار میکنه ، از قدیم گفتند عرب را سیر نگهدار و ایرانی را گرسنه !


سوال چهارم : نظر شما درمورد دانشگاه و دانشجویان چیست ؟

احمدی نژاد : من خودم به همشون ستاره دادم و فرستادم اوین تا با معلم خصوصی بتونند هم نظم و انضباط یاد بگیرند و هم درسشون خوب بشه . بعد مشکل دانشگاه به دولت ربطی نداره ، " دانشگاه ها باید خودشان به فکر کسری بودجه هایشان باشند "
مصباح : "بیشتر فسادهای اخلاقی از دانشگاه است " ، ببینید اصلا این مسئله که مثل دانشگاه ، دختر و پسر با هم سر کلاس بشینند تو حوزه نیست ، تو دانشگاه پسر دنبال دختره اما تو حوزه اصلا از این خبرها نیست ، اگه طلبه ای نیازی هم داشته باشه با برادر طلبه دیگه مشکل را حل میکنه ، آسیاب به نوبت .
در ضمن اصلا دلیلی نداره جوان بره دانشگاه ، " نشستن پای منبر برای رفع شبهات از 12 هزار ختم قرآن بالاتر است " .

علم الهدی : اصلا آغاز دانشگاه یه فکر استعماری بود ، "اکثر نخبگان ما در حوزه های دینی آموزش دیده بودند " " امیرکبیر هم ناخواسته تحت تاثیر استعمار مدرسه دارالفنون را ساخت " .

ملاحسنی : از من درمورد سیب زمینی و کشاورزی سوال کنید ،الآن اگه حرف بزنم باز برام جک درست میکنند .

ملانصرالدین : اصلا مگه من تو دانشگاه درس خوندم که ملا شدم ، اصلا مگه از دانشگاه ملا بیرون میاد ؟
من وقتی خواست سواد یاد بگیرم ، بابام گفت میخوای برای پول درآوردن کارکنی یا حرف بزنی ؟
پرسیدم حرفام باید قیمتی باشه ؟
بابام گفت نه ، حرف مفت بزن پول خوب بگیر .
گفتم باشه ، اون هم گفت پس برو ملا شود.


سوال پنجم و آخر : تا چه حد به آزادی و مشارکت مردم در امور اعتقاد دارید ؟

احمدی نژاد : اولا " در ایران آزادی مطلق وجود داره "  دوم اینکه " مردم از شنیدن نام دموکراسی تهوع میگیرند "  ، برای همینه که مردم دائم دارند بالا میارند .

مصباح : مردم آزادند تا اطاعت کنند و الا " مخالفت با ولایت فقیه ، شرک به خداست " و کسی حق نداره انتقاد کنه .

علم الهدی : اولا " در این مملکت کسی قیم مردم نیست "  ، و بعد هم " اگر کسی گفت حاکمیت حق مردمه ، مشرکه "  پس مردم برند تو صف کالا و کاری به چیزی نداشته باشند.

ملا حسنی : "آزادی یعنی رهایی از طاغوت (شاه) و الا این آزادی یعنی خانمها با این وضع بیرون بیایند "  .

ملا نصرالدین : آزادی دو دسته است ، اول آزادی دستور دادن که حق حاکمه و دوم آزادی اطاعت کردن که حق مردمه ، نباید به حرف مردم گوش کرد ، من یه بار سوار خرم بودم گفتند بیچاره خره خسته شده ، پیاده شدم گفتند عجب ملای احمقی که خر داره سوار نمیشه ، خرم سوارم شد ، بیشتر مسخرم کردند ، پس باید دهن مردم را بست تا حرف نزنند.

--------------------------------------------

1.خبرگزاری مهر در ۱۶تیر ۱۳۸۴ ، احمدی نژاد : پدرم در تصادف در سال 1372 از دست دادم .
خبرگزاری مهر در 9 خرداد 1385 : پدر رئیس جمهور در سن 82 سالگی بر اثر عارضه قلبی درگذشت .

نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 2:3 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


خاتمی: فراکسیون اقلیت مجلس باترسیم نقشه راه برنامه واستراتژی چهارساله خود را تدوین کند

رئیس جمهور سابق کشورمان در گردهمایی نمایندگان اصلاح طلب هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی گفت: فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی دوره هشتم با ترسیم نقشه راه برنامه و استراتژی چهارساله فعالیت خود را تدوین کرده و آنرا مبنای تفاهم قرار دهد.

خاتمی گفت: پس از رحلت امام (ره) برخی که به ایشان عنایت نداشتند، نظریه پرداز شدند و صراحتاً و برخی تلویحاً گفتند که امام جمهوری را قبول نداشتند و آنرا صرفاً به واسطه برخی ملاحظات مطرح می‌نمود که این اظهارات ظلم به امام و ملت است.

 

بیانات ارزشمند این اندیشمند را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 1:0 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


نفت به سر سفره ها نیامد که هیچ، خرده نانی هم اگر بود دیگر نیست!

موج جدید گرانی وتورم کمر خمیده ی ملت را خمیده تر کرده است.  فقر تنها واقعیتی است که امروزه بیشتر از هر عصری ، لگد مال شدن ارزش و هویت انسانی مان را به نظاره نشسته و انرا به سخره گرفته است.

عادتمان داده اند که هیچ انتظاری برای تغییر در زندگی فلاکت بارمان و بازگشت انسان به جایگاه والایش نداشته باشیم.مستقیم وغیر مستقیم در گوشمان نجوا کرده اند که امیدی برای میل به وضع مطلوب آرزویی بیهوده است و موج جدید گرانی مردم را به استیصال وتباهی کشانده است.

با قبول کردن این اصل بدیهی که تنها میتوان و باید مسائل اقتصادی را در یک بستر تاریخی بررسی کرد لازم است به پیش زمینه ی به وجود امدن وضع واقعا موجود و ملموس اشاره ای هر چند مختصر داشته باشیم :

در طی 20 سال گذشته تیم های اقتصادی حاکم از نظریه پردازانشان گرفته تا عوامل اجراییشان بدون در نظر گرفتن زیر ساخت های جامعه و عدم لحاظ فاصله شدید طبقاتی که در نتیجه سالها تنگ نظری های عوامل اجرایی به وجود آمده بود شروع به ساختن ایران کردند اینهمه نتیجه ای جز تقویت و تشدید بیش از پیش شکاف طبقاتی را در برنداشت . به دنبال توسعه اقتصادی آمرانه و تکنوکراتیک وار گفتمان شکوهمند توسعه جامعه مدنی  ،  دموکراسی  وحقوق بشر و اصلاحات توسط خاتمی کبیر ظهور یافت . با وجود اینکه ظهور چنین جریانی به تغییرا ت  مثبتی در فضای سیاسی کشور انجامید ولی متاسفانه  باز بد سرشتان  و نا مروتان نیز نگذاشتند این دولت خدمت گذار اصلاحات کار را به خوبی انجام دهد و هر چه توانست طی هشت سال سنگ های بزرگی سر راه سید بزرگوار گذاشتند . پس از افول دولت اصلاحات این محافظه کاران و اقتدارگرایان بودند که با شعارکاهش فقر نا برابری و عدالت طلبی بر موج آرا سوار گشته و مدیریت اجرایی کشور را تصاحب کردند.با به روی کار امدن دولت مهرورز! نهم که گل سر سبد وعده هایش آوردن نفت بر سر سفره های مردم بود، با اینکه به بهانه حمایت از محرومان شاهد تغییراتی در سطوح مدیریتی کشور بودیم اما عملا نه تنها هیچ اتفاقی در جهت کاهش شکاف طبقاتی نیفتاد ، بلکه با ایجاد تنشهای غیر معقولانه

بین المللی و نیز افزایش نقدینگی و در نتیجه ی  آن رشد سرسام آور نرخ تورم اوضاع معیشتی مردم رو به وخامت هرچه بیشتر گرائیده و سیل عظیم طبقه متوسط را به سمت زیر خط فقر سوق داده است.

آنچه مسلم است اینکه:

جز از طریق تورم به هیچ شیوه دیگر نمیتوان در کوتاهترین زمان  ، اقلیتی بسیار کوچک را ثروتمند و اکثریت بسیار بزرگی را فقیر کرد. واین همان اتفاق شومی بود که توسط دولت نا توان و نا کارآمد نهم افتاد.

آیا نتیجه چنین فاجعه ای گسترش فقر، فلاکت ، فحشا ، اعتیاد و دیگر ناهنجارییهای اجتماعی نیست؟

کوچه ها و خیابانهای شهرهایمان هرروز شاهد صحنه هایست بس دلخراش . انسانهایی که در کنار جویها

در سرما وگرما  بدون هیچ سرپناهی شب را صبح و صبح را به شب میرسانند ، کودکانی که در چهارراهها و

پارکها برای سیر کردن شکم خودملتمسانه به دنبال انسانهای به ظاهر خوشبخت می دوند، پدران و مادران زحمتکشی که روز به روز زیر فشار تورم و گرانی شکسته تر وعاجز تر میشوند،وشرفی که نابود می گردد و مرگ بر این زندگی خفت بار ارجعیت می  بابد . افزایش تصاعدی آمار خودکشی های خانوادگی ،طلاق ، دختران فراری ، فشارهای روحی-روانی شدید و عواقب آن گواه راسخ این مدعاست.زمانیکه زنی برای سیر کردن شکم خود و فرزندانش  تن فروشی میکند ، انسانیت دیگر به گند کشیده شده است.

آیا با وصف آنچه گوشه ای از اوضاع واقعا موجود ماست، در دراز مدت بحرانهای عمیق  تر و بنیان فکن اجتماعی در انتظار جامعه ی ما نیست؟

آیا در چنین شرایطی سخن گفتن از هر موضوعی تحت عنوان حق مسلم غیر از نان و البته الزامات زیر بناییش نسبتی با مطالبت واقعی مردم دارد؟

مردمان این سرزمین نه نای مرگ بر گفتن ها دارند و نه زنده بادها ؛ اما نمی شود و صد البته نمیتوان سکوت کرد و نگفت:

  مرگ بر فقر   مرگ بر نا برابری   مرگ  بر تحجر و واپس گرایی

خفت بار است اسلام طالبانیسم

نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 2:15 توسط حمیدرضـــــا(مجمع اصلاحاتیون)


[ ) ] [  ] [ 5 ]


صفحه نخست | پست الکترونیک | بلاگفا |

This template designed by < مجمع اصلاحاتيون